تبليغاتX
Last Melpomene!
Last Melpomene
اینجا کسی نیست... شاید
چهاردهم فروردین 1387
مو هوندم تهران.
طبیعتی که توش ماه نباشه باید رید توش. این ماه صرفا یه ماه تو آسمون نیست. بفهمید.


وقتی هیچ ماه گنده ای(ماه آسمون) رو آب شور نیفتاد. هیچ آهنگی ثانیه های متورم منو نترکوند.خبر گه بعد از یه هفته نبودن اینجا بهم رسید. آب رو کم دیدم. ماه (ماه آسمون)رو اصلن ندیدم.
گرچه خوش گذشت اما الان ول کنم بهتره.



پی نبشت: ببخشید آقا... امشب شما مست نیستید؟ حرفهاتان بوی مستی میدهد.
پی نبشت 2: آقای پارچه فروش لاری... یه نگاه دیگه لطفا خرج چشای گرد شده من بکنید