تبليغاتX
Last Melpomene!
Last Melpomene
اینجا کسی نیست... شاید
بیست و هفتم فروردین 1387
تا وقتی که چشمهای شما مثل پر های نازک پرتقال است ، چرا نگاه من آلبالو و گیلاس بچیند؟
بیست و چهارم فروردین 1387
سه تا اسپیرال داری.... جایزت دوتا کارت دیگه...
آقا یوسف آقا یوسف آقا یوسف....
آقا یوسف تو هیچ به مشتریات فک کردی وقتی که داشتی میرفتی؟ به من فکر کردی؟ که پس وقتی از اونجا رد میشم وقتی نباشی چقد نگران میشم؟ فک نکردی من پس پولامو کجا خرج کنم؟
فک نکردی من هیجکی دیگه رو ندارم که بهم بگه آبجی... من هیجکی دیگه رو نمیشناسم که با این وسعت بخنده و بگه: ای بابا آبجی ... ما اگه شانس داشتیم....
آقا یوسف... هرکی به تو زن نده خره....
آقا یوسف کاش میگفتی کجا رفتی حداقل... من دیگه دل ندارم که از اون تیکه تخت طاووس رد بشم . من هر وقت قند میبینم یادت میوفتم که قند میدادی که روی کارتو باهاش پااک کنم بعد تو آخرش هی بگی قابل نداره آبجی....


یه روزی پیدات میکنم آقا یوسف. همه ارمغان بهزیستای شهرو میگردم...



بیربط:
قصد ندارید اینو امضا کنین؟من گفته باشم! خیلی مسخرس که تا اونموقع که من رفتم فقط صدو شصتو هشت هزار اینطوریا فرستاده بودنش!
بیست و دوم فروردین 1387
میس ژینوس! هی ایز گولینگ می!


وقتی که با تمام هیکلم احساس گول خوردن میکنم، ترجیح میدهم ساکت ، فقط نگاه کنم.
این روش جدیدی نیست تقریبا هجده سال روش زندگیم بود . انگار که یادم رفته باشد .
اما میدانم که هر چیزی هم که پیش بیاید من با یه لبخند هر کسی باز هم خر میشوم که حرفهایش را باور کنم. گرچه مطمئنم که همه ش یک مشت مزخرفات دویست بار جویده شده است که توی مغز من میریزند تا نشخار کنم.
شعار های بیهوده. حرفهای پوسیده. گاهی هم مستقیم نگاه میکنم و لبخند میزنم اما. نگاه میکنم چون موقع نگاه کردن ذهنم بیشتر دنبال رویاهایم میرود تا زمانیکه حرف میزنم. موقع حرف زدن نمیتتوانم به چیز ها شیرینی که در سر دارم فکر کنم. و لبخند میزنم چون افکارم گاهی واقعا شیرینند.

مردم پر حرف برای حرفهایشان تایید میخواهند و من سخاوتمندانه تایید میکنم. اما مواقعی که واقعا گوش میکنم، خداوندا! با همه وجود و افکارم گول میخورم.
پس باز ساکت میشوم ، به نفر بعدی نگاه میکنم ، لبخند میزنم و تایید میکنم...



پی نبشت برای عکس: خب. مگر چند تا آدم مریض توی دنیا هست که همچین عکسی رو میذاره بک گراند وبلاگش؟ قصد مردم آزاری ندارم اما این عکسه رو خیلی دوس دارم نتیجتا تا یه یکی دو هفته ای همین جا هست.

بیستم فروردین 1387
دوربین عکاسی تو عکسا بشون ابهت هنری میده و تام ویتس ناموسشونه.

گاهی میبینم که مافیای روشنفکری اونا هم به همون اندازه بچه گونه و تحمیه که مردم اصطلاحا معمولی. اونا هم اونی نیستن که میگن،"متفاوت".  همشون، کاراشون و خودشون کپی همند. هر کاری یکی میکنه، اون یکی همونو میکنه.هر کی هر گهی میخوره بقیه هم دنبالش.
جالبه واقعا که ادعا هم میکنن.




پی نبشت: دلیل استفاده از ح به جای خ  مسلما واضحه.






شانزدهم فروردین 1387
پس از کابوس.

خواب. خواب. زیر تختت اجنه خوابیده اند.جم نخور بیدار نشوند .

دستهایت را از بی خوابی توی هوا جلوی چشمانت تکان نده، باد میشود و  پروانه های دور سرت را پر میدهی. تکان که میخوری اجنه زیر تختت شروع میکنند به جیغ و داد و سر و صدا و عروسی!

چه خیالاتی! کسی کنارت نخوابیده. توی این تخت کوچک فکر میکنی که چطور آدم روی تختی خوابش ببرد که نصفش مال خودش نیست !

انتظار هم نمیکشی چون میدانی نمی آید. تو ماندی و اجنه، که زیر تخت و توی گوشت جیغ میکشند و بالشت که پر است از پرهای فرشته های مرده که نمیدانی کجا چال شده اند. فرشته ها ظریفند. اگر از روی تخت هم بیفتند ،می میرند. پروانه ها را ببین. چه وحشتناک! بالهایشان را به هم وصل میکنند و چشمهای مخوف روی بالهایشان را به رخت میکشند... که :هی! فکر نکن تنهایی... این چشم ها را میبینی که توی تاریکی تورا در وحشت خودشان غرق میکنند ؟

اجنه به درک... تکان میخوری و روی تخت مینشینی. پرده ها با پنجره بسته تکان می خورند و سفیدی رنگشان ، چهره تو را هم از خون خالی میکنند . میخواهی پرده ها را با دندانت پاره کنی که دیگر جان تکان خوردن نداشته باشند ، اما خب! پرده ها را پاره کردی، اجنه را چه میکنی؟ آنها را هم میدری؟!

خواب. خواب. سرت را توی پرهای روکش شده فرو کن و فقط به خواب فکر کن... اما ناگهان از ذهنت میگذرد که چه خوب شد فرشته ها خون ندارند اگر نه بالشت بوی آهن میداد. نکند سر و صدای زیر تخت از جنازه فرشته هاست که زیر تخت چال شده اند؟ چه کسی جرات میکند زیر تختی را نگاه کند که جنازه دارد؟
 طاق باز روی تخت افتاده ای و پروانه ها را میشماری (شاید به هیئت گوسفند میبینیشان).

هزار و سیزدهمین پروانه سفید است با پرز های نقره ای. چابک زیر تخت میرود و صداها خاموش میشوند. دور پنجره میگردد پرده ها انگار از ترسشان دیگر تکان نمیخورند، انگار که هیچ وقت جان نداشته اند. پروانه های دیگر آرام و بی سرو صدا از لای در اتاق رد میشوند. حالا پروانه سفید با پرز های نقره ایش چشمهایی را با بالهایش نشانت میدهد که  بهشان اعتماد داشتی. با چشمهای خیره به بال پروانه میخوابی.

اما... دیگر میخوابی. با چشمهای باز. تا وقتی فرشته ای با بالهای نقره ای در دنیا وجود داشته باشد تو آرام با چشم های باز میخوابی.

چهاردهم فروردین 1387
مو هوندم تهران.
طبیعتی که توش ماه نباشه باید رید توش. این ماه صرفا یه ماه تو آسمون نیست. بفهمید.


وقتی هیچ ماه گنده ای(ماه آسمون) رو آب شور نیفتاد. هیچ آهنگی ثانیه های متورم منو نترکوند.خبر گه بعد از یه هفته نبودن اینجا بهم رسید. آب رو کم دیدم. ماه (ماه آسمون)رو اصلن ندیدم.
گرچه خوش گذشت اما الان ول کنم بهتره.



پی نبشت: ببخشید آقا... امشب شما مست نیستید؟ حرفهاتان بوی مستی میدهد.
پی نبشت 2: آقای پارچه فروش لاری... یه نگاه دیگه لطفا خرج چشای گرد شده من بکنید
پنجم فروردین 1387
Accidental Babies. Damien Rice
ممم ماه گنده روی آب شور بیفته... موزیک تو گوشام ثانیه ها رو منفجر کنه . آسمون پا به پام بده. چنین چیزی رو انتظار دارم تو این یه هفته. بعد همین اکسیدنتال بیبیز هم گوش کنم! خب شت! عالی میشه که!



این چیز خوبیه واسه دانلود .







Well I held you like a lover
Happy hands and your elbow in the appropriate place

And we ignored our others, happy plans
For that delicate look upon your face

Our bodies moved and hardened
Hurting parts of your garden
With no room for a pardon
In a place where no one knows what we have done

Do you come
Together ever with him?
And is he dark enough?
Enough to see your light?
And do you brush your teeth before you kiss?
Do you miss my smell?
And is he bold enough to take you on?
Do you feel like you belong?
And does he drive you wild?
Or just mildly free?
What about me?

Well you held me like a lover
Sweaty hands
And my foot in the appropriate place

And we use cushions to cover
Happy glands
In the mild issue of our disgrace

Our minds pressed and guarded
While our flesh disregarded
The lack of space for the light-hearted
In the boom that beats our drum

Well I know I make you cry
And I know sometimes you wanna die
But do you really feel alive without me?
If so, be free
If not, leave him for me
Before one of us has accidental babies
For we are in love

Do you come
Together ever with him?
Is he dark enough?
Enough to see your light?
Do you brush your teeth before you kiss?
Do you miss my smell?
And is he bold enough to take you on?
Do you feel like you belong?
And does he drive you wild?
Or just mildly free?

What about me?
What about me?

یکم فروردین 1387
 بیخن میگه آهنگاتو بوگو.


ازون جا که یه پست واقعی با این موضوع اندازه 10 تا پست وقت و جا میبره من به 7 تا از دم دستیاش بسنده میکنم.

1. Angel. Judas Priest باید بشنوید . خصوصا اگر در زندگیتان دوستی با موجود عاقلی بجز انسان را تجربه کردید.

َ2.Accidental Babies. Damien Riceازین مردک با اون صداش هر چی بشنوید کم شنیدید. اما این آهنگ شاهکاریه که به تنهایی واسه دیوانه کردن هر آدمی کافیه. مرتیکه اترکتیو!

3.Accidentaly In Love مممم. در هر برهه ای از زمان با هر حالو هوایی حتی اگر آشغال، آدمیزاد رو شننننگول میکنه. جدا بینظیره.counting crows در کل چیز خوبیه! که شناختن گروهشونو داشتن آهنگاشونو از یه رفیق خوب دارم.

4.Moonlight Sonata! خداوندا! صدای ماه میده جدا. دو تا چیز صدای ماه میدن. یکی فلوت یکی سونات مهتاب. محو میشم با این موسیقی.

5.Angels Fall First. Nightwishدلیل آوردن این آهنگ تو این لیست مسلما این بوده که چند ساله لیریکسش با ماژیک قرمز رو دیوار اتاقمه. و صدای این زنیکه که جدا عالیه. اپرا کلا بسسسسیار چیز خوبیه. خصوصا تلفیقش با متال.

6.دوتا بیشتر نمونده جدا ینی!؟
نامجو موجودیه که سابق بر این بسیار در کفش بودم . الان ول کردم دیگه تقریبا.اما بگوبگو ترک کردنش سخته واقعا.هیچ وقت هم ازکنار یک چشم و صد نم و ای کاش هم ساده رد نشید.

7.اینو گذاششتم واسه حسن ختام. نمیشه یه آهنگشو نام برد فقط خب!Anathema! هر آهنگیش خاطره خودشو داره !پدسسسسسگ کل وجود آدمو از یه چیز غیر قابل تخلیه خوب پر میکنه. اشباع میکنه! صدای وکالش اصن میتونه بی برو برگرد آدمو واسه کردن هر کاری گول بزنه.! اصنم راه نداره بگم کدوم بهتره. اما خوب regret جدا چیز تکرار نشدنییه از نظر من. و دو دقیقعه آخر آهنگ suicide veil خییییلی خوبه!


خب اما اینا فقط چیزایی بودن که دم دست الان یادم میومد. و یه چیز دیگه. موسیقی کلاسیک!وووووووو
بقیه م بازی. این لینک بغلیا لطفن. !




یک نوروز خیلی خوب با اتفاقات خوب تر و ازین صحبتا رو آرزومندیم.