اثاث کشی. میخایم بریم طرفای سدخندان بشینیم!
از جمله بیماری های خطرناکی که حتی یک خداوند تراژدی هم ممکن است به آن گرفتار باشد تنوع طلبی بیش از حد است.
مردم ، دقیقا به همین دلیل معمولا زیاد به آنها نزدیک نمیشوند.
اما اگر طرف واقعا یه خداوند تراژدی بود و با لبخند ازتون خاست لینک توی بلاگتونو یه کوچولو ، در حد یه سرور عوض کنید لطفا بهش نه نگید. علاوه بر خندان بودنش خب چه انتظاری دارید؟ اون بالاخره یه خداوند تراژدیه که ممکنه همین دست رد زدن شما رو تبدیل به یه شعر غم و اشک انگیز کنه.
خب بخاطر همین نطق بالا، آدرس بلاگفای اینجا رو بکنید وردپرس. ممم... آها.. ! لطفا!
دلیلش هم مسلما توی خط اول میتونید پیدا کنید. پس فردا البته یهو دیدید باز سر از همین جا درآوردم که این بار حتما میدونید دلیلش رو کجا باید پیدا کنید.
پی نبشت: اما من خیلی چیزا رو اینجا دوس داشتم اما. یه چیزی تو مایه های نوستالژی خیلی خیلی عمیق... میخام بگم ینی ...ممم بیخیال.

